<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed>
  <title>Deportee</title>
  <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/" />
  <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.ToSee.ws/atom.aspx" />
  <id>tag:www.ToSee.ws,2010://3</id>
  <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.ToSee.ws/atom.aspx" title="ToSee" />
  <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
  <subtitle>Tosee.ws</subtitle>
  <generator uri="http://www.AFRA-co.com">AFRA</generator>
  <entry>
    <title>www.GHADAMALI.com</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=518" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2010://518</id>
    <pubDate>2010-2-19T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>www.GHADAMALI.com</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[<div><div align="justify"><div>پرده اول: <strong>یک روز تابستان 87، تهران</strong></div><div>یه روز تابستون پیش با پلیس همراه شدم تا ببینم در طرح امنیت اجتماعی&nbsp; دقیقا چی کار می کنند. قرار جلوی پارک ملت بود و از موج تازه ی بگیر و ببند ها بیشتر از یک هفته می گذشت. ساعت حدود های چهار و پنج عصر و خیابون خیلی خلوت بود. نمی دونم &nbsp;این خلوتی به حضور ما و پلیس تو اونجا مربوط بود و این که دیگه مردم برای فرار از این بگیر و ببند ها از لونه زنبور فاصله می گرفتند، یا گرمای هوا و اینکه هنوز تابستون بود و آفتاب بالا.</div><div>یک ساعتی اونجا بودیم و مامور های پلیس امداد* که به قصد ارشاد اومده بودند، سوزه مهمی گیرشون نیومد.&nbsp; ما و پلیس دور هم خسته شدیم و پلیس ها راه افتادند به سمت اون طرف خیابون و برج ملت. نا غافل ما(شش، هفت تا عکاس و سه ، چهار تا پلیس) &nbsp;ریختیم تو یه کافی شاپ کم نور که اتفاقا دور چند تا میز فقط خاانوم ها بودند که تو اون فضای آروم و ساکت داشتند چای و قهوه ای می خوردند و با هم اختلاط می کردند. همین خانم هایی هم که بیشتر تو چشم اومدند اتفاقا خیلی جون و مانتو تنگ نبودند و ظاهرشون هم مثل خیلی از آدم های این شهر بود. مثلا یکی شون&nbsp; یه مانتو خیلی معمولی و تا زیر زانو تنش بود و یه روسری سفید که موهاش هم از جلوی روسری اش معلوم بود. همون اندازه ای که معولا خیلی از خانوم های دست کم اون منطقه شهر موهاشون معلومه. خلاصه حمله ناگهانی ما به داخل کافی شاپ با فلاش های دو سه تا از این همکارهای من شروع شد و با تذکر مامور ها ادامه یافت. خیلی حالت بدی بهم دست داد. فکر می کنم یک فریم هم عکس نگرفتم. غیر از اون دو یا سه فریمی که بدون &nbsp;ویزور و در حال ورود ثبت شد. چند تا عکاسی که فلاش زدند جلوتر از من وارد شدند و قبل از هر کاری فلاش اونا تصویر مات و مبهوت و وحشت زده هفت هشت تا آدم حاضر تو کافی شاپ رو مغزم ثبت کرد و نمی دونم چرا خودمو جای اونا دیدم. چند لحظه بیشتر طول نکشید که اومدم بیرون. دو سه تا کافی شاپ همجوار هم رفتیم و هم عکس گرفتم و هم نگرفتم و اومدم بیرون که همون خانوم روسری سفید جلوم سبز شد و تو فاصله کمتر از نیم متری من ایستاد و با صدای عصبی و بلند ازم پرسید: &nbsp;&quot;برای چی از ما عکس گرفتید؟&quot; آروم گفتم من عکس نگرفتم. بلند تر ادامه داد که برای چی از زن و بچه مردم عکس می گیرد؟ </div><div>عصبانیتش کاملا برام قابل درک بود و اصلا ناراحت نبودم از اینکه داره سرم داد میکشه. یه جورایی بهش حق می دادم و فکر می کردم این فریاد کشیدنش سر من اگه هیچ فایده ای هم که نداشته باشه احتمالا یه کم آرومش می کنه. بازم آروم گفتم اما من از شما هیچ عکسی نگرفتم. همین موقع یکی دیگه از عکاس ها&nbsp; که به حدود ده متری پشت من رسیده بود شروع کرد با لنز تله اش احتمالا از من و این خانوم عکس گرفتن. خانوم روسری سفید با همون صدای بلند گفت: &quot;اونها! هنوزم داره می گره&quot; و فریاد زد &quot;آقا بهت می گم عکس نگیر از من&quot;. سرهنگ ... رسید و گفت : &quot;خانوم داد نزن. اینا دارن کارشون رو می کنند. آقا عکستو بگیر.&quot; خانوم روسری سفید با همون صدای نسبتا بلند گفت شما حق ندارید. این بار سرهنگ فریاد کشید که حجابتو درست کن و خانومه&nbsp; بلند تر گفت که حجاب من درسته. دو تا مامور زن رسیدن و باقی مامور ها هم جمعیت را که حالا زیاد هم شده بودند متفرق کردند و خانوم روسری سفید هم بردند کنار و من هم دور شدم از وسط این معرکه بد. </div><div>پرده دوم: <strong>یک روز زمستان 87، تهران</strong></div><div>یه خانمی از در خونش تو یه کوچه تو حوالی میدان هفت تیر می یاد بیرون، کمتر از ده قدم &nbsp;از در خونه دور شده که 2 تا موتور سوار کیفش رو از رو دوشش قاپ می زنند و می برند. موبایل و پول و ... اینا به کنار. حالا دیگه برای ورود به خونش هم احتیاج به یک قفل سازو &nbsp;به عبارت بهتر قفل شکن داره. دونفر تو روز روشن کیف قاپی می کنند. تو کلانتری فهمیدم 200 تا شون هم تازه گرفتن. با احتساب بهره وری ادارات و ساز مان های ایرانی، &nbsp;خیلی راحت می شه حدس زد تو محدوده کلانتری فلسطین دست کم &nbsp;چند صد تا از اینا مشغول ارتزاقند. </div><div>مامور تجسس گفت خوب چی می خواین؟</div><div>پرسیدیم موبایلو می شه رد یابی کرد؟ گفت: &quot;آره اما باید برین داد سرا، پس فردا شنبه، سه روز هم بعد اون طول می کشه. تا اون موقع هم سیم کارتتو می ندازه دور.&quot;</div><div>گفتیم مهم نیست. ما فقط می خواهیم از کیف زن ها شکایت کنیم تا هم اگه یه وقت از موبایل یا مثلا کارت شناسایی موجود تو کیف سو استفاده شد، ما دخیل نباشیم، هم اینکه کمکی کرده باشیم به شما برای دستگیری شون.</div><div>گفت خیلی خوب و &nbsp;رو به کارمندش که اون هم مثل خودش لباس شخصی تنش بود کرد صدا زد یه برگه شکایت بده بهشون. کارمند گفت اما من می خوام برم که با تندی پاسخ شنید که اینم انجام بده و بعد برو. ماموره گفت: &quot;این شکایت رو تنظیم می کنیم، می دیم &nbsp;دستون ببرید آگاهی.&quot; پرسیدیم نمی شه خودتون ارسال کنید. گفت: &quot;نه، اگه شاکی نباشه رسیدگی نمی شه.&quot;</div><div>پرده سوم: <strong>همون زمستون و همون شب، تهران</strong></div><div>یاد اون روز تابستون که دست کم یکی از اون خانم های محترمی که داشتند خیلی آروم و بی آزار چایی یا شاید قهوه می خوردند و پلیس دست گیرش کرد. نه کسی پلیس رو خبر کرده بود، نه شکایت و شاکی در کار بود، نه درگیری و جرمی. پلیس خودش همه اینا رو مهیا کرد.</div><div><strong>و این زمستون</strong></div><div>&nbsp;که کیف قاپ ها رو بدون حضور و پیگیری ما کاری باهاشون ندارند( تو آگاهی حضور بهم نرسانیدیم تا ببینیم واقعا با حضور ما کاری ازشون بر می یاد که بی حضورمون نمی یاد). پلیس امداد هم هیچ وقت برای گرفتن یک دزد و کیف قاپ &nbsp;به امداد ما نمی یاد. دزد و سارقی &nbsp;که تو شرع اسلام &nbsp;که پلیس &nbsp;به استناد بهش تابستون عکاسی ها و سلمونی ها رو فتح کرد می&nbsp; گن قطع ید باید بشه. اونم نه به شکایت کسی چون من، به دلیل جنبه عمومی جرم سرقت.<br /><strong>و ادامه &nbsp;شب</strong> و این شعر مهد کودکی با پایان منفی: &quot; شب ها که ما می خوابیم آقا پلیسه بیدار نیست&quot;. شاید هم مثبت اما برای کاری غیر از ترساندن دزدان از دزدی و تبهکاری.</div><br /><div>* از رسته پلیس امداد برای گشت ارشاد و امور مربوط به اون استفاده می شد. روی بازوی مردان پلیس عبارت &quot;پلیس &nbsp;امداد&quot; نوشته شده بود.</div></div></div>]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>پریدن از ارتفاع 40 متری ( بانجی جامپینگ )</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=513" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2009://513</id>
    <pubDate>2009-4-17T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>پریدن از ارتفاع 40 متری ( بانجی جامپینگ )</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[از دو ماه پیش که سایت ما هوا شد و &nbsp;دیگر روی زمین نبود، تا به امروز اتفاقات زیاد و مهمی افتاده که باید که نه، اما دوست دارم بگویم. اما هم فردا امتحان دارم و هم الان زیادی هیجان زده ام و هم اینکه یکی از همه مهمتر است؛ می گویم و باقی را می گذارم برای از فردا و فرداها که فرصت&nbsp;کم است و حرف بسیار.<br />اما مهمتر از همه اینکه طوسی و وبلاگم جای مهمی در زندگی ام باز کرده و در این مدت و فرصت&nbsp; راه اندازی دوباره این فرزند مجازی هرچند که اتفاقات شگفت و غریب بسیاری در پیش بود اما پیش از هر چیز داشتم احساس خودم را و بود و نبود طوسی را ورانداز می کردم و اینکه&nbsp;چه قدر محتاج این گونه بودنم؛ بگذریم. از همه رفقا و همچنین از &nbsp;نا رفیقان که با واسطه سراغ می گرفتند سپاسگزارم.<br /><br />]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>تيتر و عكسي فوق العاده</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=508" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2009://508</id>
    <pubDate>2009-3-17T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>تيتر و عكسي فوق العاده</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[<div>&quot;Iranians eat sandwich evidence&quot; این تیتر رویترز برای خبر خوردن بزرگترین ساندویچ شترمرغ دنیا پیش از اندازه گیری توسط همشهریان تهرانی است. در واقع مردم امان ندادند تا پزندگان این ساندویچ آن را برای ثبت در کتاب رکورد گینس اندازه بگیرند و قبل از هرگونه اندازه گیری آن را در چشم به هم زدنی بلعیدند. هیشکه مثل ایرونی نمی شه...<br /><br /><a title="Borna News Network" href="http://www.bornanews.ir/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=202412" target="_blank">عکس های برنا</a></div><br />]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>"تهران امروز" امروز روی پیشخوان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=504" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2009://504</id>
    <pubDate>2009-2-21T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>"تهران امروز" امروز روی پیشخوان</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[<div><font style="background-color: #5e636c"><a title="Borna News Network" href="http://www.bornanews.ir/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=195782" target="_blank">Click to see others</a></font></div><br />]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>شاخه های رز نه برای ولنتاین</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=502" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2009://502</id>
    <pubDate>2009-2-14T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>شاخه های رز نه برای ولنتاین</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[<a href="http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=188811">http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=188811</a>]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>شب ها که ما می خوابیم آقا پلیسه بیدار نیست!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=499" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2009://499</id>
    <pubDate>2009-2-7T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>شب ها که ما می خوابیم آقا پلیسه بیدار نیست!</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[عرق جبین اینجوری در میاد: چله تابستون که می خوای تو محل کار بخوابی، بری زیر پتو. برای اینکه خشک نشده حقوقتونو&nbsp; هم بگیرید، با همین پتو برید پیش دبیرتون.]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>«شیطان مادر هوس هاست»</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=498" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2009://498</id>
    <pubDate>2009-2-4T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>«شیطان مادر هوس هاست»</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>وقتی پرده در حضور جمع پاره شد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=496" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2009://496</id>
    <pubDate>2009-1-31T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>وقتی پرده در حضور جمع پاره شد</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[<a title="Borna News Network" href="http://www.bornanews.ir/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=187330" target="_blank">برای دیدن گزارش تصویری کلیک کنید.</a>]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>چه قدر دلم تنگ طوسی شده بود</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=494" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2009://494</id>
    <pubDate>2009-1-24T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>چه قدر دلم تنگ طوسی شده بود</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>مانور مقابله با حادثه شيميايي</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=493" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://493</id>
    <pubDate>2008-11-29T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>مانور مقابله با حادثه شيميايي</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>رییس برنا فردا می رود</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=492" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://492</id>
    <pubDate>2008-11-17T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>رییس برنا فردا می رود</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>تنور گرم روستا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=490" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://490</id>
    <pubDate>2008-10-27T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>تنور گرم روستا</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[<br />&nbsp;&nbsp;خب پس از گذشت 18 روز از حضور من در المپيك، باورتان نمي شود كه بگويم<br />&nbsp;بارها و بارها از ايراني بودنم شرمنده شدم <br />بارها و بارها اشك شوقم براي ورزشكاران طلايي كشورهاي ديگر درآمد<br />بارها و بارها دلم براي همه دوستانم سوخت و بارها و بارها خودم را در&nbsp;اين&nbsp;جهنم ساختگي ما تنها ديدم.<br />الان ديگر نژاد پرستي و سياه و سفيد معنا ندارد،فقط اينكه از كدام&nbsp;كشوري مهم است.<br />]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>هیشکی مثل ایرونی نمی شه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=489" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://489</id>
    <pubDate>2008-10-20T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>هیشکی مثل ایرونی نمی شه</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>پشت رول در بن بست</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=488" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://488</id>
    <pubDate>2008-10-14T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>پشت رول در بن بست</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[دیدن دریا، کوهستان و جنگل در یک فریم چنان مستم کرد که بیشتر دیدم تا عکاسی کنم. این خاصیت ییلاق اردبیل است. کاش غروب هم اینجا بودم تا آبی دریا نمایان می شد. فرصت اندک و استفاده از نیمه تعطیلات مجال نداد.]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>ناگهان پاییز</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=487" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://487</id>
    <pubDate>2008-10-5T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>ناگهان پاییز</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[<a href="http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=179323">http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=179323</a>]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>گوشه هایی از ایران ما</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=485" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://485</id>
    <pubDate>2008-9-28T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>گوشه هایی از ایران ما</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[<a href="http://bornanews.com/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=177960">http://bornanews.com/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=177960</a>]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>عرق جبین</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=480" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://480</id>
    <pubDate>2008-9-10T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>عرق جبین</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[یک آزمایش برای مقایسه لنز 70-24، F 2.8 کانن و لنز 35-16، F 2.8&nbsp; روی بدنه EOS 30D انجام دادم که بد نیست شما هم بدونید. <br />این سه عکس یک کادر 12 در 18 سانتیمتر و 72 DPI&nbsp;از وسط اصل عکس ها(نقطه فوکوس) که 82 در 123 سانتیمتر است انتخاب و بدون اعمال هرگونه ویرایشی ایجا آوردم. لنز هم در حالت AF&nbsp; و دوربین تک نطقه فوکوس در مرکز بوده است.<br />]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>انگورچین</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=478" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://478</id>
    <pubDate>2008-9-5T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>انگورچین</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[شهرستان جاسک استان هرمزگان ، بندري است در 1760 کيلومتري تهران، در ساحل درياي عمان و دهانه تنگه هرمز. زيبايي شاخص امروز آن سواحل آرام، گرم و ديدني درياي عمان و جنگل حراي نزديک آن است. با حدود يک ساعت قايق سواري با يک قايق موتوري معمولي مي توان به جنگل حرا و نيز جزاير کوچک و خالي از سکنه و بياباني بسيار زيباي نزديک اين بندر رسيد. مسافت بسيار زياد اين شهرستان از تهران و ديگر شهر هاي بزرگ، آرامش و زيبايي دوست داشتني در اين شهر ساحلي ايجاد کرده است. ماهيگيري و ترابري با لنج پيشه اصلي در اين شهر است.<br /><a title="Borna News Network" href="http://www.bornanews.ir/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=168891" target="_blank">برای دیدن گزارش تصویری کلیک کنید</a>]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>یک روز با هواپیمایی جمهوری اسلامی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=477" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://477</id>
    <pubDate>2008-9-3T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>یک روز با هواپیمایی جمهوری اسلامی</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[هغته گذشته نخستین جراحی قلب آندوسکوپیک ایران در بیمارستان ایرانشهر توسط دکتر مهرداد محمودی انجام شد که &nbsp;گزارش تصویری این رویداد را <a title="Borna News Network" href="http://www.bornanews.ir/Nsite/FullStory/PhotoNews.aspx?Id=167492" target="_blank">اینجا</a> می توانید ببینید. <br />اما در حاشیه این ماجرا دو نکته خیلی جالب بود:<br />اول برخورد بسیار مناسب دکتر محمودی با خبرنگاران، عکاسان و تصویر بردارن و فهم بسیار بالای ایشان از تهیه عکس و تصویر و خبر از یک رویداد تازه. در حالی که حضور این همه آدم اضافی در اتاق عمل آن هم عملی که قرار است برای نخستین بار انجام شود خیلی خالی از خطر نیست. تصور من این است حضور طولانی مدت دکتر محمودی &nbsp;در فرنگ در این درک و فهم بالای ایشان &nbsp;از اهمیت حضور رسانه در چنین ماجراهایی بی تاثیر نبوده است.]]></content>
  </entry>
  <entry>
    <title>دریا، کوهستان، جنگل</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ToSee.ws/Farsi/WebLog/WebLogArchive.aspx?ID=470" />
    <id>tag:www.ToSee.ws,2008://470</id>
    <pubDate>2008-8-18T0-0-0Z</pubDate>
    <updated>2010-9-7T17-20-45Z</updated>
    <summary>دریا، کوهستان، جنگل</summary>
    <author>
      <name>Ghadamali</name>
      <uri>http://Ghadamali.ToSee.ws</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.ToSee.ws/"><![CDATA[این پست قابل توجه عکاسان و خبرنگارانی است که از امور حفاظتی هیچ سر درنمی آورند و مدام بی دلیل از برخورد های افراد حفاظت اشخاص و اماکن ایراد می گیرند.]]></content>
  </entry>
</feed>
